مادربزرگ
هنوز صندلی مادربزرگ خالیست کنار شومینه احساس
هنوزم باد زوزو میزنه به در خانه خالی از مادربزرگ قصه ها
هنوزم آیینه بختش مونده یادگاربروی طاقچه دل
هنوزم میخونه قناریش تو قفس تنها
هنوز عکسش مونده رو دیوار چهار چوب خالیشو ببین
هنوزم باز میکنه شمدانی هایش روی ایوان
هنوز چادر نمازش روی رخته
بوی عطرش باز پیچیده توی خونه
از وقتی که رفته کار نمیکنه ساعت زمونه
آریای عزیزم 6 آبان سال 1391 مادربزرگ مهربونت (مامان بابا محمود) برای همیشه از
پیش ما رفت . دیگه برای همیشه رفت پیش خدا . خدایا این مادر مهربون و صبور رو قرین رحمت
خودت بفرما.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مادربزرگ 
